سبک زندگی (به انگلیسی: Life Style)، به معنای شیوه زندگی خاص یک فرد، گروه، یا جامعه است. این اصطلاح نخستین بار توسط آلفرد آدلر روانشناس اتریشی استفاده شد. سبکهای زندگی مجموعهای از طرز تلقیها، ارزشها، شیوههای رفتار، حالتها و سلیقهها در هر چیزی را در برمیگیرد. موسیقی عامه، تلویزیون، و آگهیها همگی تصورها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم میکنند. «سبک زندگی » مفهومی وامگرفته از دنیای غرب است. غربیها بر اساس مبانی، رهیافتها و نظامهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خودشان به مفهومسازی "سبک زندگی "پرداختهاند. لذا تجویز نسخه های وارداتی غرب، جز تشبه به غرب، فایده و عایدتی نخواهد داشت. از این رو در تبیین سبک زندگی ایمانی می بایست بر اساس آموزههای رفتار ساز و حیاتبخش اسلام نسخه پیچید. در قرآن کریم در مورد عدم پیروی از غیر مسلمین در امور زندگی آمده است: ولا تتبع اهوائهم و احذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک; و از هوس های آنان پیروی مکن و از آنها برحذر باش، مبادا تو را ازبعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند. همچنین اشاره می شود: ولو اتبع الحق اهوائهم لفسدت السموات و الارض و من فیهن بل اتیناهم بذکرهم فهم عن ذکرهم معرضون; اگر حق تابع هوای نفس آنان شود، همانا آسمانها و زمین وهر چه در آنهاست فاسد خواهد شد ولی، قرآنی به آنها دادیم که مایه یاد آوری آنهاست اما آنها از (آنچه مایه) یاد آوریشان (است) روی می گردانند. سبک زندگی یعنی روش و سیاق زندگی هر کس (Lifestyle).منابع سبک زندگی اسلامی صبغه و سابقهای به طولانی تاریخ اسلام دارد. در قرآن کریم، سبک زندگی فرد از روز تولد تعریف شده است. اسلام برای بسترسازی روابط زناشویی، نامگذاری فرزند، ارتباط والدین با فرزند، ارتباط شاگرد با معلم، ارتباط همسایه با همسایه، ارتباط فرد با همشهریانش، ارتباط ملت با حاکم، ارتباط حاکم با ملت، ارتباط اجزا با یکدیگر، تمام اینها تعریف شده و مقوم و بسیار مدون وجود دارد. نگاه اسلام به دنیا دنیا و نعمتهای دنیوی، نقش بسیار مهمی در دینداری و نیل به کمالات انسانی و مراتب حقیقی انسان- که محل ظهور آن در آخرت است- دارد، به گونهی که در روایات از نعمتها و امکانات دنیوی به عنوان بهترین کمکرسان برای طلب آخرت تعبیر شده است. امام صادق(ع) در این باره میفرماید: «نعم العون علی الآخرة الدنیا» از سوی دیگر سختیهای معیشتی، تنگدستی و فقر از موانع جدی دینداری آحاد جامعه است که در روایات به آن اشاره شده است. رسول اکرم(ص) در دعای مشهور به نان- که سمبل نعمتهای دنیوی است- اشاره میکنند و نبود آن را موجب تضعیف ارکان تدین جامعه میدانند: «اللهم بارک لنا فی الخبز و لاتفرق بیننا و بینه فلولا الخبز ماصلینا و لاصمنا و لاادینا فرایض ربنا» خداوندا! در نان بر ما برکت ده و بین ما و او جدایی نیانداز، پس اگر نان نبود نه نماز میخواندیم و نه روزه میگرفتیم و واجبات پروردگارمان را بجای نمیآوردیم. و امام صادق(ع) از قول لقمان حکیم نقل میکند که لقمان به فرزندانش میفرماید: «...ذقت المرارات کلها فما ذقت شیئاً امر من الفقر» تمامی تلخیهای زندگی را چشیدم، در میان آنها تلختر از فقر نبود. و باز آنحضرت از قول ابراهیم خلیل(ع) نقل میکند که فرمود: «یا رب الفقر اشد من نار نمرود» خداوندا فقر از آتش نمرود سختتر است. و هم چنین فقر بزرگترین مانعی است که جلو بروز هرگونه قابلیتی را میگیرد و نمیگذارد استعداد انسان شکوفا شده و به کمال مطلوب برسد. فقر هولناکترین واقعیتی است که انسان با آن پنجه در میآمیزد و امام(ع) در بارهاش میگوید: «لو تمثل لی الفقر رجلاً لقتلته» اگر فقر چون شخصی بر من مجسم میشد من او را میکشتم. ناداری از عوامل پریشانی فکری میباشد، چرا که تمام قوای عقلانی و بدنی انسان در راه جبران محرومیت بکار گرفته میشود و نظم افکار آدمی بکلی درهم میریزد. دینا ابزار آخرت در جهانبینی الهی، زندگی واقعی زندگی اخروی است و زندگی دنیوی همچون ابزار و مزرعهای است که بایستی تا میتوان در آن کاشت تا در جهان دیگر درو نمود و به هدف اصلی رسید. شمهای از متون دینی در این زمینه به شرح ذیل است: حضرت على (علیه السلام): اجْعَلوا ـعبادَ اللّهِـ اجتهادَکُمْ فی هذِه الدُّنیا التَّزَوُّدَ مِن یومِهاالقَصیرِ لیومِ الآخِرهِ الطّویلِ ؛ فإنَّها دارُ عَمَلٍ و الآخِرهُ دارُالقَرارِ و الجَزاءِ؛ بندگان خدا! بکوشید تا از چند روزه دنیا براى آخرت که دورهاش دراز وطولانى است، توشه بر گیرید؛ چه، دنیا سراى عمل است و آخرت سرای بقا و جزا. حضرت على (علیه السلام): إنّما الدُّنیا دارُ مَجازٍ و الآخِرهُ دارُ قَرارٍ، فَخُذُوا مِن مَمَرّکُم لِمَقَرِّکُم؛ همانا دنیا سراى گذر است و آخرت سراى ماندن؛ پس، از گذرگاه خود براىاقامتگاهتان توشه برگیرید. حضرت على (علیه السلام): إنّما الدنیا مُنتهى بَصَرِ الأعمى، لا یُبصِرُ مِمّا وراءَها شیئاً والبَصیرُ یَنفُذُها بَصَرُهُ و یَعلَمُ أنّ الدارَ وراءَها، فالبصیرُ مِنها شاخِصٌ و الأعمى إلَیها شاخِصٌ و البصیرُ مِنها مُتزوِّدٌ و الأعمى لها مُتزوِّدٌ؛ همانا دنیا آخرین دید رس انسان کور است و فراتر از آن را نمىبیند، اماشخص بینا و با بصیرت نگاهش را از دنیا فراتر مىبرد و مىداند که سراى حقیقى دروراى این دنیاست. پس بینا از دنیا دل برکَند و کور به آن روى آورد. شخصِ بابصیرت از آن توشه بر مىدارد و کور براى آن توشه فراهم مىآورد . نگرش به ثروت در اسلام فقر و غنا هیچ کدام معیار ارزش نیستند بلکه ملاک ارزش، ایمان و عمل صالح است. قرآن کریم میفرماید: اموال و فرزندانتان هرگز شما را در نزد ما مقرب نمیسازد جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند. در قرآن کریم با توجه به نوع نگرش افراد به ثروت و مال، هم تمجید و ستایش از ثروتمندان بهعمل آمده و هم نکوهش شده است. از کسانی چون حضرت سلیمان، داود، و ذوالقرنین، که دارای تمکن مالی خوبی بودند و مال را «رحمة من الله و فضل من عند ربی» میدانستند ستایش میشود. در مقابل ثروتمندانی مانند قارون، فرعون، ولید ابن مغیره و ابیلهب را که بیش از حد به مال علاقه داشتند بهشدت سرزنش میکند. در قرآن کریم داریم که: «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً» اموالتان را که پشتوانهی زندگی شما است بهدست سفیهان نسپارید. قرآن کریم در این آیه با قاطعیت میگوید که مال و ثروت تکیهگاه انسان است؛ یعنی اگر فرد یا اجتماعی بنیة مالی خود را از دست بدهد یقیناً حیات خود را به مخاطره انداخته و چنین فرد یا جامعهای محکوم به زوال و نابودی است. و پیامبر اسلام(ص) فرمود: «نعم العون علی التقوی الله الغنی» ثروت و بینیازی بهترین کمک انسان در تقوی و پرهیزگاری است. «ونعم العون علی الآخرة الدنیا» و چون تقوی از عالیترین مدارجی است که انسان مسلمان میتواند به آن دست یابد و در روایت فوق، ثروت کمک بر تقوای الهی شمرده شدهاست اهمیت مسأله روشنتر میشود. امام صادق(ع) فرمود: «لاخیر فی من لایحب جمع المال من حلال یکف به وجهه و یقضی به دینه و یصل به رحمه» در آنکس که گردآوری ثروت را برای حفظ آبرو و ادای قرض و دستگیری از خویشاوندان دوست ندارد خیری در او نیست. میبینیم که پیشوایان اسلام به سر و سامان بخشیدن به امور اقتصادی فرد و جامعه اهمیت دادهاند و این برخلاف پندار آنانی است که اسلام را دینی میدانند که طرفدار فقر میباشد.
جهاد لواط" و "جهاد نکاح النفس" در کنار "جهاد نکاح"
سایت لبنانی "خبرپرس" خبر داد، سربازان جبهه النصره به "جهاد نکاح با محارم" مشغول هستند و آن را ادای فریضه ی دینی و مذهبی خود می دانند.
سایت مسلمانان جهاننوشت: چندی پیش شیخ وهابی در سخنرانی خود در شبکه ماهواره ای وصال که نزدیک به حرکتهای جهادی تندرو در سوریه است، از انتقادات وارده به فتوای "جهاد نکاح" گله کرده بود.
"ناصر العمر" اعلام کرده بود، "مجاهدین در سوریه میتوانند در غیاب زنان مجاهد نامحرم با محارم خود ازدواج کنند و اگر دسترسی به نامحرم آسان نباشد، مجاهدین می توانند با محارم و خواهران خود "عقد نکاح" داشته باشند".
سخنان ناصر العمر بازتاب گسترده ای در محافل دینی و افکار عمومی جهان اسلام داشت، به گونه ای که همگان بر مشمئز کننده بودن این سخنان تاکید داشتند و از این شیخ وهابی خواستند فتوای خود را پس بگیرد.
اما اعضای گروهک شبه نظامی جبهه النصره رسما اعلام کرده اند، به فتوای مفتی سلفی ایمان دارند و آن را به اجرا در خواهند آورد.
به گزارش آوا به نقل از شبکه خبر ایران، تروریست های تکفیری با استناد به این فتوا اعلام کرده اند که امروز آنها از نظر دینی این حق را دارند با محارم خود نزدیکی کنند. و خداوند گناهی را برای آنان و نزدیکانشان ثبت نخواهد کرد، چرا که این امر توسط شیخ شان حلال شده است.
خبرها حاکی از آن است که، فتوای ناصر العمر تنها پرده از این عمل ناشایست و خلاف اخلاق برداشته و این عمل از مدتها پیش در میان اعضای این گروه مرسوم شده است. به شکلی که کودکانی از این ارتباط به دنیا آمده اند. و مشکلاتی را از نظر هویت و .... بوجود آمده است.
لازم به ذکر است، فتواهای عجیب تنها محدود به ازدواج جهادی و ازدواج با محارم نمی شود و این افراد با استناد به رای و حکم شیوخ سلفی با اصطلاحات ساختگی نظیر "جهاد لواط" و "جهاد نکاح النفس" فحشا را در سرزمین شام گسترش می دهند.
منبع: http://www.avapress.com/vdcjvoea.uqetvzsffu.html
وهابی ها با صدور فتوایی بهترین راه برای شرکت زنان در جهاد را "جهاد نکاح" در سوریه عنوان کردند. بر اساس این فتوا دختران نوجوان، یا زنان مطلقه اگر برای رفع نیازهای جنسی "شورشیان در سوریه" به این کشور سفر کنند، ثواب آنها بهشت است!!
مصاحبه با یکی از فریب خوردگان جهاد نکاح کلیک کنید
تماشا کنید: فیلم کوتاه از جهاد نکاح یک زن چچنی در سوریه
تصاویر جشن عروسی پسر مفتی اعظم عربستان در روز عاشورا
عمر بن عبدالعزیز آل شیخ، فرزند مفتی اعظم عربستان، جشن ازدواج خود را در روز عاشورای حسینی برگزار کرد. بسیاری از مفتی های وهابی در این مراسم حضور یافتند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، در شرایطی که مفتی های وهابی، در توجیه شراب خواری دولتمردان سعودی و بوسیدن دست و گونه زنان غربی در ملاقات های رسمی و غیر رسمی، رعایت اصول معاشرت و احترام گذاشتن به فرهنگ و عقاید غربی ها را بهانه می کنند، مفتی اعظم عربستان در سالروز شهادت سیدالشهدا (ع) و سوگواری شیعیان در عزای فرزند پیامبر (ص) برای پسرش جشن سالگرد ازدواج گرفت و همکیشانش را به جشن و پایکوبی فراخواند.
عمر، پسر کوچک این شیخ عاشورای سال پیش ازدواج کرد و امسال هم جشن سالگرد گرفت. این مراسم در باشگاه سفارتخانه های ریاض برگزار شد.

داماد در کنار فرزندان سلطان بن عبدالعزیز، عبدالله، نایف، نواف و منصور


* عبد العزیز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف آل الشیخ، از نوادگان عبدالوهاب، موسس فرقه وهابیت است و از سوی شاه عربستان به مقام مفتی عام و اعظم وهابیون عربستان سعودی و رئیس هیات کبار علما عربستان منصوب شده است.
او سردسته صادرکنندگان فتواهای عجیب و مشکوک مفتی های وهابی است و ممانعت از هر نوع حرکت و تفکر مضر برای رژیم صهیونیستی، ویژگی اساسی تمام فتواهای او است.

عبد العزیز بن عبد الله، نه تنها قیام امام حسین (علیه السلام) علیه یزید را حرام می داند، بلکه برپایی تظاهرات و یا انتقاد از حاکمان فعلی سعود را نیز حرام و بدعت در دین دانسته است.
او پس از احساس خطر از بیداری جوانان عربستانی، فتوا داد که تظاهرات در زمان پیامبر وجود نداشته و بدعت است. اگر هم سیاستمداران، فاسد باشند، این خداست که حق دارد از آنها بازخواست کند و اگر صلاح بداند حکومت را از آنها می گیرد.
این شیخ سال پیش فتوا داد که همه کلیساهای عربستان باید ویران شوند و امسال نیز، دستور داد تمام مجسمه ها و تزئینات میادین شهرها نابود شوند.
او کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان را حرام می داند، اما دشنام و ناسزا به دولت سوریه را واجب کرده است.
برخی فتواهای دیگر عبد العزیز بن عبد الله بن محمد:
* جشن ملی عربستان حلال، جشن و تبریک میلاد پیامبر حرام.
* راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان توهین نشریات و شخصیت های غربی به پیامبر، حرام!
* شعار علیه آمریکا حرام، حمله به شیعیان واجب.
* راهپیمایی برای حمایت از مردم غزه و فلسطین حرام.
* فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام.
* سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه.
* وی در مصاحبه با روزنامه سعودی المدینه گفت: جشن گرفتن برای میلاد پیامبر بدعتی بی اساس است.
من هیچ سابقه ای درباره جشن گرفتن برای تولد در سنت رسول خدا ، شیوه خلفای راشدین و ائمه هدایت نمی شناسم و برهمین اساس جشن میلاد پیامبر حرام است.
* او همچنین در برنامه زنده ای که از ماهواره المجد عربستان پخش می شد در پاسخ سوالی در رابطه با یزید و قیام امام حسین علیه السلام این چنین پاسخ داد:
«زمان پرداختن به این امور گذشته و سپری شده است . آنها گروهى بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بدی کردند براى خود کردند و شما هم هر چه کردید براى خود خواهید کرد و مسئول کار آنها نخواهید بود.
بیعت یزید بن معاویه، بیعتی شرعی است که در زمان پدرش معاویه از مردم گرفته شد و مردم هم بیعت کرده و به این بیعت گردن نهادند. امّا هنگامی که معاویه از دنیا رفت حسن و حسین بن علی (علیهماالسلام) و ابن زبیر از بیعت با او خودداری کردند و به خطا رفتند!
چون بیعت با یزید بیعتی شرعی بود و این بیعت در زمان زندگی پدرش معاویه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولی خداوند در آنچه مقدر می فرماید حکیم و علیم است، آن امتها هم بنا به تقدیر خداوند در گذشتند و از دنیا رفتند.
شما را به خدا قسم! من دوست ندارم این مطالب را از من نقل کنید. اینها مسائلی است که گذشته است. تاریخ هم در باره این مطالب به شکلهای مختلف حکایت نموده است. ولی به هر شکل این قضایا گذشته و تمام شده ... یزید و حسین (علیه السلام) بیش از هزار و اندی سال است که از دنیا رفتهاند ...
ولی به عقیده من بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بوده! و حسین (علیه السلام) را نصیحت کردند که از مدینه به طرف عراق نرود، او را نصیحت کردند که بیعت کند ولی او نپذیرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسیاری از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند که: رفتن به عراق به مصلحت او نیست. ولی حسین (علیه السلام) این نصیحتها را نپذیرفت... و خدا هم هر آنچه مقدر فرموده بود انجام شدو...
ولی با این وجود ما برای حسین (علیه السلام) از خداوند درخواست رضایت کرده و برای او عفو و بخشش را خواستاریم. و مقدرات الهی حکمتهایی دارد که ما از آن آگاه نیستیم ...
اصلاً فائده نقل این مطالب چیست؟ حسین (علیه السلام) هر اشتباهی کرده برای خود کرده...
عقیده اهل سنت و جماعت این است که واجب است تا به فرامین کسی که مورد بیعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شدهاند گوش فرا داده شده و از او پیروی شود. قیام و سرکشی علیه او نیز حرام است و از همینرو خروج و قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام بود.

* پس از خشم مسلمانان جهان از انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص)، این مفتی وهابی تصریح کرد: انتشار فیلم توهین آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) به ایشان و دین اسلام ضرری نمی رساند. تنها کسانی که در تظاهرات مسلمانان در برخی کشورهای اسلامی متضرر شدند، سفارتخانه های آمریکا و برخی هم پیمانان آن بوده اند.
* فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام!
آل شیخ در مخالفت با نظر وزارت کار عربستان اعتراض خود را با کارکردن زنان در فروشگاه های لباسهای مخصوص زنان (لباس زیر) ابراز داشت.
وی در توجیه این فتوای عجیب گفته است : زنان امانتی در گردن ما هستند و به همین سبب ایشان را در غیرکارهای که مختص ایشان هست به کار نخواهیم گرفت.
* پرداخت «فطریه نقدی» حرام!
آل الشیخ که معتقد است، قیام عاشورا هزار سال پیش سپری شده و گذشته و نباید امروز مطرح شود، در سایر موضوعات، فقط به هزار سال پیش استناد می کند و معتقد است همه امور عصر حاضر نیز باید بر اساس هزار سال پیش انجام شود.
او فتوا داده که پرداخت فطریه به صورت نقدی جایز نیست و مردم باید مثل زمان صدر اسلام، خرما و جو فطریه بدهند.
وی در این باره گفت: احادیث و روایات موجود از حضرت محمد مصطفی(ص) نشان می دهد که ایشان به ما دستور داده فطریه خود را از خوراک و طعامی مانند برنج، کشمش و غیره پرداخت کنیم. بنابراین می بینیم که در زمان پیامبر (ص) نیز هیچ گاه فطریه به صورت نقدی پرداخت نمی شد از همین رو می توان گفت که پرداخت نقدی فطریه مخالفت با سنت رسول الله (ص) است و بدعت به شمار می رود. هر فرد مسلمانی باید از شریعت خداوند متعال پیروی کند و مخالفت با آن بدعت به حساب می آید.
مرتبط : • گزارش یک خبرنگار امریکایی از جهاد جنسی در سوریه
• انتحاری ها کجا تربیت می شوند
• بمبگذاران عراق به مزدوری برای آل سعود اعتراف کردند
• فتوای مفتی عربستانی فاحشه ها را به وجد آورد
• اعتراض سینماگران به یک فتوا • واکنش عربستان به جهاد نکاح دختران نروژی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، در شرایطی که مفتی های وهابی، در توجیه شراب خواری دولتمردان سعودی و بوسیدن دست و گونه زنان غربی در ملاقات های رسمی و غیر رسمی، رعایت اصول معاشرت و احترام گذاشتن به فرهنگ و عقاید غربی ها را بهانه می کنند، مفتی اعظم عربستان در سالروز شهادت سیدالشهدا (ع) و سوگواری شیعیان در عزای فرزند پیامبر (ص) برای پسرش جشن سالگرد ازدواج گرفت و همکیشانش را به جشن و پایکوبی فراخواند.
عمر، پسر کوچک این شیخ عاشورای سال پیش ازدواج کرد و امسال هم جشن سالگرد گرفت. این مراسم در باشگاه سفارتخانه های ریاض برگزار شد.
داماد در کنار فرزندان سلطان بن عبدالعزیز، عبدالله، نایف، نواف و منصور
* عبد العزیز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف آل الشیخ، از نوادگان عبدالوهاب، موسس فرقه وهابیت است و از سوی شاه عربستان به مقام مفتی عام و اعظم وهابیون عربستان سعودی و رئیس هیات کبار علما عربستان منصوب شده است.
او سردسته صادرکنندگان فتواهای عجیب و مشکوک مفتی های وهابی است و ممانعت از هر نوع حرکت و تفکر مضر برای رژیم صهیونیستی، ویژگی اساسی تمام فتواهای او است.
عبد العزیز بن عبد الله، نه تنها قیام امام حسین (علیه السلام) علیه یزید را حرام می داند، بلکه برپایی تظاهرات و یا انتقاد از حاکمان فعلی سعود را نیز حرام و بدعت در دین دانسته است.
او پس از احساس خطر از بیداری جوانان عربستانی، فتوا داد که تظاهرات در زمان پیامبر وجود نداشته و بدعت است. اگر هم سیاستمداران، فاسد باشند، این خداست که حق دارد از آنها بازخواست کند و اگر صلاح بداند حکومت را از آنها می گیرد.
این شیخ سال پیش فتوا داد که همه کلیساهای عربستان باید ویران شوند و امسال نیز، دستور داد تمام مجسمه ها و تزئینات میادین شهرها نابود شوند.
او کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان را حرام می داند، اما دشنام و ناسزا به دولت سوریه را واجب کرده است.
برخی فتواهای دیگر عبد العزیز بن عبد الله بن محمد:
* جشن ملی عربستان حلال، جشن و تبریک میلاد پیامبر حرام.
* راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان توهین نشریات و شخصیت های غربی به پیامبر، حرام!
* شعار علیه آمریکا حرام، حمله به شیعیان واجب.
* راهپیمایی برای حمایت از مردم غزه و فلسطین حرام.
* فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام.
* سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه.
* وی در مصاحبه با روزنامه سعودی المدینه گفت: جشن گرفتن برای میلاد پیامبر بدعتی بی اساس است.
من هیچ سابقه ای درباره جشن گرفتن برای تولد در سنت رسول خدا ، شیوه خلفای راشدین و ائمه هدایت نمی شناسم و برهمین اساس جشن میلاد پیامبر حرام است.
* او همچنین در برنامه زنده ای که از ماهواره المجد عربستان پخش می شد در پاسخ سوالی در رابطه با یزید و قیام امام حسین علیه السلام این چنین پاسخ داد:
«زمان پرداختن به این امور گذشته و سپری شده است . آنها گروهى بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بدی کردند براى خود کردند و شما هم هر چه کردید براى خود خواهید کرد و مسئول کار آنها نخواهید بود.
بیعت یزید بن معاویه، بیعتی شرعی است که در زمان پدرش معاویه از مردم گرفته شد و مردم هم بیعت کرده و به این بیعت گردن نهادند. امّا هنگامی که معاویه از دنیا رفت حسن و حسین بن علی (علیهماالسلام) و ابن زبیر از بیعت با او خودداری کردند و به خطا رفتند!
چون بیعت با یزید بیعتی شرعی بود و این بیعت در زمان زندگی پدرش معاویه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولی خداوند در آنچه مقدر می فرماید حکیم و علیم است، آن امتها هم بنا به تقدیر خداوند در گذشتند و از دنیا رفتند.
شما را به خدا قسم! من دوست ندارم این مطالب را از من نقل کنید. اینها مسائلی است که گذشته است. تاریخ هم در باره این مطالب به شکلهای مختلف حکایت نموده است. ولی به هر شکل این قضایا گذشته و تمام شده ... یزید و حسین (علیه السلام) بیش از هزار و اندی سال است که از دنیا رفتهاند ...
ولی به عقیده من بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بوده! و حسین (علیه السلام) را نصیحت کردند که از مدینه به طرف عراق نرود، او را نصیحت کردند که بیعت کند ولی او نپذیرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسیاری از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند که: رفتن به عراق به مصلحت او نیست. ولی حسین (علیه السلام) این نصیحتها را نپذیرفت... و خدا هم هر آنچه مقدر فرموده بود انجام شدو...
ولی با این وجود ما برای حسین (علیه السلام) از خداوند درخواست رضایت کرده و برای او عفو و بخشش را خواستاریم. و مقدرات الهی حکمتهایی دارد که ما از آن آگاه نیستیم ...
اصلاً فائده نقل این مطالب چیست؟ حسین (علیه السلام) هر اشتباهی کرده برای خود کرده...
عقیده اهل سنت و جماعت این است که واجب است تا به فرامین کسی که مورد بیعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شدهاند گوش فرا داده شده و از او پیروی شود. قیام و سرکشی علیه او نیز حرام است و از همینرو خروج و قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام بود.
* پس از خشم مسلمانان جهان از انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص)، این مفتی وهابی تصریح کرد: انتشار فیلم توهین آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) به ایشان و دین اسلام ضرری نمی رساند. تنها کسانی که در تظاهرات مسلمانان در برخی کشورهای اسلامی متضرر شدند، سفارتخانه های آمریکا و برخی هم پیمانان آن بوده اند.
* فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام!
آل شیخ در مخالفت با نظر وزارت کار عربستان اعتراض خود را با کارکردن زنان در فروشگاه های لباسهای مخصوص زنان (لباس زیر) ابراز داشت.
وی در توجیه این فتوای عجیب گفته است : زنان امانتی در گردن ما هستند و به همین سبب ایشان را در غیرکارهای که مختص ایشان هست به کار نخواهیم گرفت.
* پرداخت «فطریه نقدی» حرام!
آل الشیخ که معتقد است، قیام عاشورا هزار سال پیش سپری شده و گذشته و نباید امروز مطرح شود، در سایر موضوعات، فقط به هزار سال پیش استناد می کند و معتقد است همه امور عصر حاضر نیز باید بر اساس هزار سال پیش انجام شود.
او فتوا داده که پرداخت فطریه به صورت نقدی جایز نیست و مردم باید مثل زمان صدر اسلام، خرما و جو فطریه بدهند.
وی در این باره گفت: احادیث و روایات موجود از حضرت محمد مصطفی(ص) نشان می دهد که ایشان به ما دستور داده فطریه خود را از خوراک و طعامی مانند برنج، کشمش و غیره پرداخت کنیم. بنابراین می بینیم که در زمان پیامبر (ص) نیز هیچ گاه فطریه به صورت نقدی پرداخت نمی شد از همین رو می توان گفت که پرداخت نقدی فطریه مخالفت با سنت رسول الله (ص) است و بدعت به شمار می رود. هر فرد مسلمانی باید از شریعت خداوند متعال پیروی کند و مخالفت با آن بدعت به حساب می آید.
مرتبط : • گزارش یک خبرنگار امریکایی از جهاد جنسی در سوریه
• انتحاری ها کجا تربیت می شوند
• بمبگذاران عراق به مزدوری برای آل سعود اعتراف کردند
• فتوای مفتی عربستانی فاحشه ها را به وجد آورد
• اعتراض سینماگران به یک فتوا • واکنش عربستان به جهاد نکاح دختران نروژی
آثار و برکات عزادارى و گریه بر سیدالشهداء (ع)
گریه براى امام حسین (علیه السلام) چرا؟
تحلیلى جامعه شناختى از سنت عزادارى
دو نقطه ضعف مردم در مجالس عزادارى
فلسفه ذکر مصیبت اهلبیت(ع)
سینه زنى و زنجیر زنى
تعزیه و شبیه خوانى
تحریفات عاشورا
روضه و نوحه
گریه
عزادارى امام حسین(علیه السلام)در میان اهل سنّت
عبدالمجید ناصرى
مقدّمه
همدردى عاطفى و همنوایى روحى با عاشورا و شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش اختصاص به شیعیان ندارد. این مطلب حتى در میان اهل سنت نیز به مذهب خاص و گرایش ویژه محدود نمى شود، بلکه حالت فراگیر دارد. از این رو، اهل سنت به طور عموم از شهادت امام حسین(علیه السلام) و یارانش اظهار اندوه و حزن کرده و در عمل هم از فجایع کربلا اظهار نفرت و انزجار نموده اند. البته چگونگى ابراز تألّم آنان متفاوت بوده است; برخى همچون شیعیان، افزون بر اشک روان بر امیر کاروان عاشورا، بر آمران و مباشران این فاجعه لعن فرستاده اند و شمارى پس از اظهار تأسف و غم نسبت به واقعه کربلا، پى آمدهاى معنوى و کرامات بى مانند شهادت جانسوز آل رسول(صلى الله علیه وآله) را نگاشته و عمق جنایت عاملان عاشورا را از این رهگذر تصویر نموده اند.
پیش از پرداختن به سیر تاریخى سوگوارى عاشورا در میان اهل سنت، باید این نکته را متذکر شویم که همان گونه که عاشورا یک انقلاب سیاسى در برابر دستگاه بنى امیه بود، یاد و نام عاشورا و زنده نگه داشتن شهادت امام حسین(علیه السلام) در پهنه اجتماع و حوزه قلم نیز به عنوان پدیده اى سیاسى بیش از همه مورد حساسیت و وحشت زمامداران فساد پیشه و خودسر زمانه قرار گرفت; آن را به عنوان یک تهدید سیاسى و چالش ریشه دار نگریسته و از راه هاى گوناگون به خاموشى این شعله حق و نور الهى رو آورده اند. هرچند اهل سنت نتوانسته اند عواطف و احساسات خود را به گونه بایسته به گوش تاریخ برسانند، با این همه، متون تاریخى مواردى را به ثبت رسانده است که به نوبه خود روند تاریخى مصیبت دارى دینى و سیاسى آنان را بازگو مى کند.
سابقه عزادارى براى امام حسین(علیه السلام)
یکى از موضوعات مهم که قبل از طرح پیشینه عزادارى براى امام حسین(علیه السلام) لازم به یادآورى است، حجیت و فصل الخطاب بودن اعمال پیامبر براى مسلمانان و الگوى حسنه بودن آن حضرت در ابعاد گوناگون زندگى براى پیروانش مى باشد. اهل سنّت سیره پیامبر بزرگوار اسلام را حجت و لازم الاتباع مى دانند; براى مثال، اگر در سیره و روش آن حضرت احراز گردد که همواره نماز را با جماعت مى خواند، این مسئله در صورت عدم معارض گفتارى تکلیف آور است و بر مسلمانان خواندن نماز با جماعت را واجب مى گرداند.
به گواهى اهل سنّت، عزادارى براى سیدالشهدا(علیه السلام)سابقه اى به درازاى تاریخ اسلام دارد و به حیات پیامبر و سیره آن بزرگوار برمى گردد. منابع تاریخى اهل سنت به وضوح این نکته را بیان نموده اند که آن حضرت نخستین فردى بود که از شهادت فرزندش حسین بن على(علیه السلام) خبر داد و براى مظلومیت وى اشک ریخت.
امام حسین(علیه السلام) نقل کرد: ام سلمه خبر داد: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو پیش من بودى و ناگهان گریستى. پیامبر فرمود:
بگذار فرزندم را. من تو را رها نمودم، پیامبر تو را برداشت و در آغوش کشید. جبرئیل پس از دیدن این منظره پرسید: آیا دوستش دارى؟ پیامبر پاسخ داد: بلى. جبرئیل گفت: همانا امت شما به زودى او را خواهند کشت; آیا مى خواهى خاک سرزمینى را که در آنجا کشته مى شود به تو نشان بدهم و آن را ببینى؟ گفت: بلى. پس جبرئیل بال هایش را گشود و زمین کربلا را نشان داد... پیامبر از آن حالت بیرون آمد و در دستش خاک سرخ بود....1
ابن سعد، از مورّخان و رجال شناسان معروف اهل سنت، نقل مى کند: «على(علیه السلام)در یکى از سفرهایش از کربلا عبور مى کرد و عازم صفین بود و هنگامى که در مقابل قریه نینوا رسید، از همراهان پرسید: براى این سرزمین چه گفته مى شود؟ پاسخ داده شد: کربلا، با شنیدن نام کربلا، امام به گریه افتاد به اندازه اى که اشک هایش جارى شد و زمین را تر کرد. سپس افزود: روزى بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)وارد شدم در حالى که وى مى گریست. پرسیدم: چه چیزى شما را به گریه واداشته است؟ حضرت فرمود: جبرئیل چند لحظه قبل نزدم بود و به من خبر داد که فرزندم حسین در کرانه فرات به قتل مى رسد; جایى که برایش کربلا گفته مى شود. بعد جبرئیل مشتى از خاک آن را به من داد و من آن را بوییدم و نتوانستم جلوى اشک خود را بگیرم.»2
از عبدالله بنوهب بن زمعه روایت شده که گفت: «ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شبى براى خوابیدن دراز کشید، سپس بیدار شد در حالى که گرفته و پریشان بود. دوباره حضرت دراز کشید و خوابش برد، بعد مضطرب و پریشان از خواب بیدار شد. این بار اضطراب وى غیر از اضطرابى بود که در مرتبه نخست مشاهده کردم. بار سوم حضرت دراز کشید و این بار که از خواب بیدار شد، در دستش تربت سرخى بود که آن را مى بوسید. سپس من گفتم: یا رسول الله این تربت چیست؟ حضرت فرمود: جبرئیل برایم خبر داد که این (اشاره به حسینش نمود) در زمین عراق کشته مى شود. به جبرئیل گفتم: خاک زمینى را که حسینم در آنجا شهید مى شود نشانم بده... و این تربت همان سرزمین است.»3 همین روایت از احمد حنبل نیز نقل شده و منابع مختلف اهل سنّت آن را مورد اهتمام قرار داده اند.
امام سید ابوالحسن علی ندوی / ترجمه:ابو الحسین عبدالمجید مرادرزهی خاشی
امامان و بزرگان اهل سنت همواره این کار یزید و عوامل او مانند عببید الله بن زیاد ، عمر بن سعد و شمر بن ذی الجوشن رازشت دانسته از آنان ، اعلام برائت و بیزاری نموده اند. شهادت مظلو مانه حسین(رض) و یاران او را بسیار نفرت انگیز دانسته و ناراحتی قلبی خویش را اظهار داشته اند. چند نمونه از دیدگاه علمای اهل سنت در ذیل بیان می شود:
صالح فرزندامام احمد حنبل می گوید به پدرم گفتم : بعضی ها می گویند که یزید را دوست دارند. گفت :" ای فرزندم ! آیا کسی که به خدا و قیامت ایمان دارد، می تواند یزید را دوست داشته باشد؟" گفتم:" پس چرا او را لعنت نمی کنی ؟" گفت :" تو کی دیدی که پدرت کسی را لعنت کند ."
شیخ الاسلام ابن تیمیه در گفتگویی که با فرمانده سپاه مغول " بو لایی" هنگامی که بعد از فتنه بزرگ دمشق آمده بود چنین گفت :" هرکس حسین (رض) را کشته یا در قتل وی همکازی داشته یا به قتل او راضی بوده، لعنت خدا و فرشتگان و انسانها براو باد ! خداوند نه عذاب را از آنهادور می نمایدو نه عوض قبول می کند."
خداوند حسین (رض) را به وسیله شهادت عزّت بخشید و سرفراز نمود و کسانی که او را کشتند یا کمک کردندیا راضی بودند رسواساخت . حسین (رض) درمیان پیشگامان شهادت الگو است، زیرا او و برادرش سرور جوانان اهل بهشت هستند ، آنها زمانی پرورش یا فتند که اسلام دارای عزت و شرف بود ، لذا آن زحمات و رنجهایی که خانواده آنها در راه هجرت و جهاد و تحمل آزار و اذیت کفار متحمل شدند ، به آنها نرسید.
بنابراین ، خداوند به وسیله شهادت کرامت آنها را تکمیل گردانیدو به درجات آنها افزود ، قتل او مصیبت بسیار بزرگی است و خداوند دستور فرموده که به هنگام مصیبت صبر پیشه کنیدو ( انالله و انا الیه راجعون) بخوانید، آنجاکه می فرماید:
وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون ( بقره 157-155
امام شیخ احمد سرهندی معروف به مجدد هزاره دوم متوفی 1034 قمری در یکی از نامه هایش می نو یسد:
"یزید محروم از سعادت و از زمره فاسقان به شمار می آید، توقف در لعنت او، فقط بنا بر عقیده اهل سنت است که شخص معین را اگر چه کافر باشد تجویز لعنت نکرده اند، مگر آنکه که به یقین معلوم شود که ختم او برکفر بوده، مانند : ابو لهب و زنش، نه آنکه او شایان لعنت نیست، زیرا خداوند می فرماید :
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا ?57? احزاب
محدث بزرگ شیخ عبد الخالق بخاری دهلوی (متوفی 1052 قمری) در کتاب " تکمیل الایمان" می نویسد:
" خلاصه اینکه یزید از دیدگاه ما مبغوض و منفورترین فرد است جرایمی راکه این شقی در امت اسلام مرتکب شد کسی مرتکب نشده است."
امام احمد بن عبد الرحیم معروف به شاه ولی الله دهلوی (متوفی 1176 ) در کتاب " حجةالبالغه " در بحث فتن، پیرامون تشریح " دعاة الضلال" ( دعو تگران به سوی گمراهی ) که در حدیث ذکر شده است چنین می نویسد :
" از جمله ی دعو تگران به سوی گمراهی یکی یزید در شام و دیگری در مختار در عراق بودند."
علامه عبدالعلی بن علامه نظام الدین انصاری لکنوی (متوفی 1225 ) معروف به بحرالعلوم در کتاب " فواتح الرحموت شرح مسلم الثبوت" می نویسد :" یزید از بدترین فاسقان بود وبا مقام رهبری فاصله زیادی داشت." علامه رشید احمد گنگوهی (رح) می نویسد:
" هرچند اعمال ناشایست یزید موجب لعن هستند ولی از اخبار و روایات تاریخی و قرائن معتبر ثابت نشده که او آیا این اعمال را حلال می دانست یا خیر و در صورت حلال دانستن در حالت کفر مرده است یا خیر ؟ و تا زمانی که چنین امری محققا به ثبوت نرسیده باشد ، نمی توان قطعاحکم کرد . پس مدار جواز و عدم جواز لعن عهد تاریخ است ، برای ما مقلدان احتیاط در سکوت است ، زیرا اگر لعن جایز است در لعنت نکردن هیچ اشکالی نیست ، برای اینکه لعن کردن نه فرض، نه واجب ونه سنت و نه مستحب ، بلکه فقط مباح است و اگر لعن جایز نباشد پس چرا خود را مبتلا به معصیت کرد "
فعالیت برای تغیر نظام فاسد و اهمیت آن
خلافت بعد از خلفای راشدین متأسفانه به نظام موروثی و خاندانی مبدل گشت. عرب و مسلمین در برابر این نظان سر تسلیم فرود آوردند، هیچ کس نمی توانست در قیام علیه خلیفه اموی و عباسی امید پیروزی داشته باشد، مگر کسی که از شرافت نسبی و برتری خانوادگی برخوردار و همچنین از حمایت و پشتیبانی قومی و مردمی بهرمند باشد تا بتواندبا قدرت مستحکم آنها مبارزه کند از اینجاست که کلیه کسانی که در برابر حکومت اموی و عباسی قیام کرده و پرچم جهاد رابلند کردند همگی از اهل بیت پیامبر و از علوی ها بودند . زیرا امکان پیروزی آنها بیشتر بودو مسلمین بیشتر به آنها اعتماد و تمایل داشتند و دوست داران اصلاحات بهتر باآنها همکاری می کردند، لذا کسانی که از اوضاع فاسد روزگار خود به تنگ آمده و از ضایع شدن اموال مسلمین رنج می بردند ، مبارزان و اصلاح طلبان را یاری نموده و به حمایت آنها برخاستند.
بعد از قیام حسین بن علی (رض) نواده او زید بن علی بن حسین (رض) در برابر هشام بن عبدالملک اموی قیام کرد ،وی در سال 122 هجری کشته و به دارآویخته شد. امام ابو حنیفه او را در این قیام حمایت و یاری کرد و مبلغ ده هزاردرهم کمک نمود .
سپس از اولاد حسن بن علی (رض) محمد بن عبدالله بن حسن بن عبدالله بن حسن بن علی ذوالنفس الزکیه در مدینه و برادرش ابراهیم در کوفه در برابر منصور عباسی قیام کردند. امام ابو حنیفه و مالک از طرفداران ذو النفس الزکیه بودند،امام ابو حنیفه آشکارا او را یاری و کمک مادی فراوان نیز به او کرد. امام ابو حنیفه و حسن بن قحطبه یکی از فرماند هان نظامی ارتش منصور را نصیحت کرد و به مشورت داد که با ذو النفس الزکیه نجنگد ، لذا ابن قحطبه از جنگ با او منصرف شد و از منصور عذر خواهی کرد و همین امر موجب گشت که منصور با امام ابو حنیفه دشمن شد و او را مورد شکنجه و آزار قرار داد تا اینکه در زندان جان سپرد .
در تاریخ کامل ابن اثیر بیان شده است: اهل مدینه از امام مالک بن انس پرسیدند : ما که ابو جعفر (منصور) بیعت کرده و پیمان بسته ایم ، آیا می توانیم پیمان را بشکنیم و محمد ذو النفس الزکیه را در قیام علیه منصور یاری کنیم ؟ امام مالک در پاسخ گفت : بیعت شما از رو ی اجبار و اکراه بوده است ، لذا مکلف به رعایت این پیمان نیستید ، انگاه در رمضان سال 145 هجری در مدینه به شهادت رسید و برادرش ابراهیم نیز در ذیقعده همان سال کشته شد. این فعالیت ها ناکام ماندو نتیجه مطلوب حاصل نگردید ، زیرا حکومتها بسیار مقتدر و دارای توان رزمی و ریشه مستحکم بودند . در زمان گذشته و زمان حاضر بسیاری از نهضتهای دیده شده که بر پایه اخلاص ، ایمان شجاعت و پایمردی استوار بوده اند و رهبران و نیز پیروان آنها در فداکاری جانی و مالی هیچ گونه کوتاهی نکرده اند، اما با این همه فضایل ، بازهم در برابر حکومت های منظم و تا دندان مسلح با شکست مواجه شده اند و این امر چیز جدیدی نیست و در نظام آفرینش و قانون فطری جهان امری شگفت اورنمی باشد . گرچه این فعالیتها از نظر بعد سیاسی و نتیجه ظاهری به موفقیت نرسیدند، اما خدمت بزرگی برای اسلام انجام دادندو در امت حرکتی برای اعلام حق و مخالفت با حکومت های باطل بوجود آوردند. شرافت و آبروی تاریخ اسلام مجموعه ای از داستانهای خود خواهی ، زور گویی، تطمیع و تهدید پادشاهان جبار و بهره اندوز و کرنش آدمهای درباری و فرصت طلب بود. لیکن این مجاهدان قهرمان و مؤمنان از خود گذشته جان بر کف نهاده و در برابر رژیم های فاسد و مادی سر تسلیم فرود نیاوردندو برای نسل های آینده الگو هایی درخشان از ایمان و یقین برجای گذاشتندکه همواره برتارک تاریخ نو افشانی می کنند.
همانا آنها در راه هدف رراستین و برحق خود آخرین قطره خون خویش رابر زمین ریختند و این میراث افتخار آمیز و سرمایه گرانبهایی است که موجب عزت اسلام و سربلندی مسلمین می باشد .
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ?23?
احزاب23
--------------------------------------------------
منبع : المرتضی (سیره و زندگی جامع تحقیقی و تحلیلی اسوه تقوا و عدالت حضرت علی مرتضی(رض))
تألیف : امام سید ابوالحسن علی ندوی
ترجمه:ابو الحسین عبدالمجید مرادرزهی خاشی
انتشارات : فاروق اعظم
منبع: http://forum.gigapars.com/showthread.php?t=45864
چراغ غدیر بر بام تاریخ
سطحىنگرى و کوچکاندیشى است، اگر «غدیر» و «ولایت» را، نزاعى در میان دوگروه در گذشته بدانیم.
و دور از «متن مکتب» است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنهاحساسیتى فرقهاى و جدالى مذهبى به شمار آوریم.
«غدیر»، همواره برپاست.
صحنه تعیین «مولى»، و آن بیعتها و استشهادها و اعترافها، هنوز هم محو نشدهاست. بیعتگران نیز، صحنه را ترک نکردهاند. علىرغم آنان که سعى کردهاند غبارى از«نسیان» و پردهاى از «کتمان» بر سیماى غدیر بنشانند و بیفکنند، دلها وجانهاى بیشمارى هنوز هم توجه به آن دستهاى بلندى دارد که دست «على» را گرفت وفراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایباناز صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفى کنند.
صحنهغدیر، پایان نیافته است.
هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قارههاى دوردست، در جنوبىترین کشورآفریقا، در شرقىترین منطقه خاور دور، در مرکزىترین بخش اروپا و آمریکا، در پىآشنایى با «خورشید»ى هستند که اگر بتابد، خانهها را، دلها را، شهرها را، اندیشهها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیدهها وباورها را «روشن» مىسازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشیدن و فروغگستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستى که فرا رفت، دستخدا بود، زبانى که «علىمولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم که به عنوان «مولى» بالا رفت و همگاندیدند، دستخدا بود، «على»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیربود، «غدیر»، راهى بود که روندگان را به «على» مىرساند.
و ... «على» هم، صراطى بود که رهپویان را به «خدا» مىرساند.
«غدیر»، چشمهاى زلال بود که در طول چهارده قرن، هزاران هزار کام تشنه را ازکوثر معارف ناب، سیراب ساخت. و این چشمه، هنوز هم سارى و جارى است.
«غدیر»، چراغى بر اوج بود، که در قرنهاى متمادى تاریخ بشرى، گمگشتگانبسیارى را از وادیهاى خوف و خطر و بیراهههاى تاریکى و ضلالت، به «مقصد»راهنمایى کرد. و این چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.
«غدیر»، تکیهگاهى بود که شیعه را در عصر محکومیت و مظلومیت دیرپاى خویش،پناه بود و حجت و برهان. و این تکیهگاه، هنوز هم به استوارى گذشته، پابرجاست ومحکمترین حجتها را دارد.
«غدیر»، متنى بود، روشن و بىابهام، گویا و صریح، که خیلىها کوشیدند حواشىتاویل و تفسیرهاى دور از واقعیتبراى آن ترسیم کنند. و این متن، هنوز هم براىآنان که بىحواشى به آن بنگرند، صریح و گویاست.
«غدیر»، میوهاى شیرین در بوستان رسالتبود، که تداوم «خط نبوت» را در شکل«امامت»، به شیرینترین صورت ترسیم مىکرد. و هنوز هم این میوه شیرین، زینتبخشبوستان محمدى است و بدون آن، «باغ رسالت» بىثمر است «و ان لم تفعل فما بلغترسالته ...».
«غدیر»، میثاقى بود میان صاحبان باور و عقیده به خدا و رسول، که وفادارى بهآن، شاهد صدق ایمان بوده است. و این عهد و پیمان، هنوز هم «وفا» مىطلبد ودستان بیعتگر را به «صدق» فرا مىخواند، و همه ساله، این عید فرخنده موعدىبراى تجدید آن عهد و تحکیم آن میثاق با خدا و رسول است.
«غدیر»، اگر چه برکهاى در بیابان بود، ولى هفت دریا به وسعت تاریخ و زمانبود که موجش «ازل» تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاکیان، برخى چشم دیدن آنموج ابدى را نداشتند، افلاکیان به تکریم آن به یکدیگر تهنیت مىگفتند.
«غدیر»، سفینه نجاتى بود که گرفتاران موج جهالت و حیرت ضلالت را به ساحل امنایمان مىرساند. این سفینه، هنوز هم سرنشین مىطلبد و امواج فتنه و فریب، هنوز همدر پى دور ساختن اندیشهها از این ساحلاند.
«غدیر»، روشنترین چراغ بود، بر بالاترین بام خانههاى تاریخ، تا ... مردم«اهل بیت» را بشناسند و به «خانه»اى رهنمون شوند که افراد آن در دامان«وحى» بزرگ شدند و «آیات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئیل امین، مانوسآن بیت و اهل بیتبود.
اگر انسانیت امروز، مىخواهد به آن «خانه» راه یابد، خانهاى که همه چیز درآنجاست، و همه کلیدهاى گشاینده همه قفلها و درهاى بسته در دست صاحبان و ساکنانآن خانه است.
باید به این چراغ نگاه کند، تا راه را بشناسد.
آرى ... «چراغ غدیر، بر بام بلند تاریخ».
منبع:جواد محدثی
با طالبان و طالبانیسم چه باید کرد؟ هویتگرایی (قسمت اول)
با طالبان و طالبانیسم چه باید کرد؟ انتخاب (قسمت دوم)
با طالبان و طالبانیسم چه باید کرد؟ عملیات انتحاری (قسمت سوم)
با طالبان و طالبانیسم چه باید کرد؟ افغانستان تغییر (قسمت چهارم)
با طالبان و طالبانیسم چه باید کرد؟ سه راه حل (قسمت پنجم)
صلحطلبی، هدف غاییِ سیاست
طالبانِ قدرت، نشسته بر پوستین استبداد دینی
#نسل کشی هزاره ها - شیعیان در افغانستان!
داعش را امریکا ایجاد کرد
پیامد صلج امریکا و طالبان در قطر
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 7
کل بازدید :656986

پیش به سوی عدالت، صلح و امنیت در افغانستان
غزنی؛ ولایت والی ساز - تجربه تلخ [65]
جایگاه علی علیه السلام درهستی [17]
چه کسی به طالبان پول میدهد؟ [43]
دانلوود نرم افزار اسلامی [19]
چرا همدستی طالبان در روز قدس [20]
در انتخابات پارلمان به اصلح رای بدهیم [4]
در انتخابات پارلمان به اصلح رای بدهیم [3]
رد مطالب شبکه تقرثه انگیز اهلبیت توسط آیت الله محقق کابلی [21]
نقش علم و دانش در پیشرفت انسان [7]
آمریکا و سیاست دوگانه در افغانستان [6]
عید سعید غدیر بر مسلمین مبارکباد [5]
مسلمانان قربانی فتوای ملا و مفتی! [23]
60% مبتلا به مشکلات روانی و روحی! [5]
دشمنان صلح و امنیت در افغانستان [13]
[آرشیو(28)]
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
تابستان 1385
بهار 1385
پاییز 1388
بهار 1388
زمستان 1388
بهار 1389
تابستان 1389
تابستان 1388
تابستان 89
زمستان 88
بهار 89
پاییز 89
زمستان 89
بهار 90
تابستان 90
پاییز 90
زمستان 90
بهار 91
تابستان 91
پاییز 91
زمستان 91
بهار 92
تابستان 92
پاییز 92
زمستان 92
بهار 93
تابستان 93
زمستان 93
پاییز 93
بهار 94
تابستان 94
پاییز 94
زمستان 94
بهار 95
تابستان 95
بهار 96
پاییز 96
زمستان 96

نوشته های پیشین وبلاگ
بدنبال آرامش
مجله مینه - پشتو
شورای جهانی هزاره
پایگاههای اطلاع رسانی مراجع تقلید
آیت الله محقق کابلی
زبان انگلیسی یاد بگیریم
علیجان زاهدی غزنوی
کودکان افغان عکس و تصویر
سلامت روان فرزندان
نسیم رهایی / ککرک غزنی / محمدی
آیت الله محقق کابلی
حزب وحدت
سایت شهید مزاری
سایت دانشگاه کاتب هزاره
سایت آیت الله محسنی
سایت ریاست جمهوری افغانستان
تاجیک مدیا
متن کامل قرآن کریم - دانلود
موسیقی افغانی برای وبلاگ
کشتار شیعیان در کراچی یا در هر کجای دیگر تاکی و تا چند!؟
مجمع علمی فرهنگی نور
سایت امام هادی- آیت اله محقق غزنوی
وبلاگ پشتو -جامعه روحانیت پشتونهای شیعه
سایت موسوی لاری - دانلوود کتاب
جمهوری سکوت
معلم عزیز رویش - مدیر لیسه معرفت غرب کابل
پیوندهای فرهنگی مذهبی
شریف حبیبی
از غزنی / واسع هیله من
آلبوم عکس و تصویر این وبلاگ
سایت جنبش ملی افغانستان
اندیشه مثبت
افغانستان پس از جنگ
تاجیک مدیا
سادات افغانستان
وبلاگ حقوقی صارم
لینکستان وبلاگهای افغانستانی
سایت گشایش
سایت غرجستان
سایت طلوع فجر
آموزش زبان انگلیسی
هفته نامه نىای غؤنه
غرجستان
تاجیک مدیا
قلم بیقرار
خبرنامه علودانی
هزاره پیوند
خبرهای تازه از علودانی
وطندار
کودکان وطن
خوات معاصر
خوات آنلاین
روزنه امید
برگ سبز - محمد رحمتی
ناهور - خوات
رو به فردا
درد دلهای یک باچه مهاجر
محمد شفق خواتی
استاد علیزاده مالستانی
مدرسه محمدیه غزنی
مردم مالستان
وحدت نیوز
نگاه فردا
سروش صبا
هم صنفی
در رثای بابه مزاری
مجله اخوت
هزاره پیوند
حزب وحدت
صادقی نیلی
هیله من غزنوی
علودانی
مشفق
بشیر احمدی
خوات آنلاین
قلم بیقرار
کودکان افغانستان
جامعه اسلامی علودانی
محمد صابری شملتو
جامعه نو شوکت علی محمدی
جمهوری سکوت
ابرار
دورتر از چشم اقیانوس
شریف سعیدی
نقش والدین در سلامن روان فرزندان
وحدت نیوز
مدرسه علمیه محمدیه
خوات معاصر
خوات آنلاین
حوات زیبا
خوات دانلود
رو به فردا